خرید بک لینک
من... Profile Archive Links Posts Designer Die hard آره میدونم بضی شبا تو زندگیمون انقدر سختن که شاید چند هفته برای کناراومدن باهاش لازم باشه بعضی وقتا لازمه بجنگی برای چیزی که همه اختیارش دست توعع که کسی اجازه نداره ازت بگیرتش ولی گرفته بعضی روزا و شبا تو زندگی همه آدما سختن و خب طول میکشه تا بگذرن گفتم که ، چند روز ، چند هفته ، چند ماه زمان میبره تا با خودت کنار بیای کاریشم نمیشه کرد ...... سه هفته فک نمیکردم دوباره این حرفارو بشنومفک نمیکردم دوباره اینجوری بشکنم یکشنبه پنجم دی ۱ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 8:40

من... Profile Archive Links Posts Designer .....‌. بهش گفتم کسایی که معشوقه حافظ و سعدی بودن واقعا خوشبخت بودناا گفت همه ما به همون اندازه خوشبختیم و دوست داشته میشم گفتم ولی تاحالا کسی منو اینجوری دوست نداشته (یاد تو افتادم که برام شعر میگفتی..)گفت حتما خودت قبولش نکردی...و گفتم آره شاید :) پی نوشت : میدونم که قرار بود اینجا چیزی نذارم ولی نمیدونم دلم برات تنگ شده جمعه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 1:6 | ryhn  |  Archive اردیبهشت ۱۴۰۳ اسفند ۱۴۰۰ بهمن ۱۴ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 8:40

بهش گفتم کسایی که معشوقه حافظ و سعدی بودن واقعا خوشبخت بودناا گفت همه ما به همون اندازه خوشبختیم و دوست داشته میشم گفتم ولی تاحالا کسی منو اینجوری دوست نداشته (یاد تو افتادم که برام شعر میگفتی..)گفت حتما خودت قبولش نکردی...و گفتم آره شاید :) پی نوشت : میدونم که قرار بود اینجا چیزی نذارم ولی نمیدونم دلم برات تنگ شده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 23:58

اینجا دیگه قرار نیست پستی بزارم پامش نمیکنم که یادگاریاش بمونه اره خلاصه...

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: سه شنبه 27 دی 1401 ساعت: 16:23

متنفرم ازین که یه بخشی از زندگیم وابسته به شماهاس متنفرم ازین که هر کاری که دلم میخواد انجام بدم باید مهر تایید شماها بخوره زیرش متنفرم ازین که هی یه حرفیو بزنم و هر بار بخوام نه بشنوم متنفرم ازین که درک نمیکنین . متنفرم ازین که نمیفهمین . متنفرم اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:49

نمیدونم چی میشه ک یهو یه روزایی دلم میخواد برگردم اینجا

خب این وبلاگه قدیمیه خیلی قدیمی ام نه

ولی اون قدر قدیمی هست که نویسنده این نوشته هارو نشناسم

انقدر تغییر کردم و بزرگ شدم که دیگه نشناسم کسی که نوشته های قدیمی ترو نوشته

این صفه نوشته جدید تو مدریت وبلاگم همیشه بهم یه ارامش عجیبی داده ک...

بماند...

حرف دارم ولی کلمه ی دیگه ای ب ذهنم نمیرسه....

_همین...

یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ | 18:19 | ryhn |

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:49

+یکم حرف بزنیم؟...این روزا خوبی؟همه چی اونجوریه ک میخوای؟؟ _نپرس... +بیا بشین اینجا ببینم _.... +(میاد کنارم میشینه سرشو اروم میزاره رو شونم سعی میکنه بغضشو قورت بده و محکم حرف بزنه...) _میدونی چیه... سنگینم پرم... پرم از چیزی ک نمیدونم چیه.. حسودی مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:49

سایه جانم سلام... انقدر دلتنگتم که نمیتونی تصورشو بکنی شدید دلم تنگه برای خودت وبلاگت نوشته هات دلم تنگه برا حرف زدن باهات کامنتت خصوصی بود نمیشد جواب بدم دلمم نمیزاشت بی جواب بزارمش میخواسم بگم خیلی دوست دارم و روزمو عوض کردی حالمو عالی کردی و مطمئادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:49

بقول فاضل نظری با پرچم سفید به پیکار می رویم / ما کمتریم حوصله شرح قصه نیست...!!!

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:49

ارتش یه نفره هم ترسناک نا امید کننده س

هم قشنگ و امید وار کننده

چون معلومه کسی که میگه خیلی تنهاس از یه طرف دیگه آنقدر امید وار که فهمیده بدون یسریام میشه زندگی کرد

از الان به بعد منم یه ارتش یه نفرم

تنهایی همه مشکلاتمو حل میکنم بدون نیاز داشتن به کسی

میجنگم واسه خوشبختی

واسه بدست آوردن تو

F N A r


برچسبـهـ ـا : ارتش_یه_نفره

♥ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۶ ساعت 16:31 توسط RF#:

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 4:10

گر عشق تو ما را به جهنم کشد ای دوست

مشتاق عذابیم توکلت علی الله

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 4:10

دلم به گرمی بودنت گرم گرم گرم شد ، آنقدر که هیچ سرمایی در خشت خشت وجودم نفوذ نمیکرد . هیزم دستانت آنچنان گرمایی به وجودم میریخت که مطمئن شدم همیشه هستی و این گرما هیچ وقت سرد نخواهد شد . اما ...و من متنفرم از این اما ها و فقط های بعد از قشنگی ها .واما سرد شد ناگهان هوای بودنت سرد سرد سرد سرد سرد شد ، به حدی سرد که از توصیفش وحشت دارم .نیامده رفتی عزیزم ، یادم می آید آن روزها لب هایت شهادت میداد که قرار است باشی و بمانی و بسازی چرا نیامده رفتی برای چه سرد شدی ، سرد که نه یخ زدی .زندگی جانم ، جای خالیت مثل رد پاهای در برف جز با خودت پر نمی شود . مثل لنگه کفش سیندرلا فقط خودت میتوانی پر کنی این حجم عظیم تنهایی بی انتها رابرگرد ...نیامده رفتی عزیزم نویسنده خودم .. F N r برچسبـهـ ـا : نیامده رفتی عزیزم♥ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۶ ساعت 16:18 توسط RF#: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 4:10

واااای بچه ها ذوق مرگ شدم

تو کارگاه نویسندگی استادمون زیر متن های همه اونایی که سه تا چهار سال از من بزرگ تر بودن ده هزار تا اشکال نوشت ولی واسه من نوشت :

ریحانه جان بی نظیر بود ...

ینی منفجر شدم از خوشحالی ...u2066;-)u2069

♥ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 16:25 توسط RF#:

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 4:10

سرد ترین حالتی که ازش دیده بودم امروز بود ...

من خیلی دوسش داشتم

ولی خب اون نداش

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 4:10

تو

خواستنی ترین

نتوانستم منی ...

برچسب: نویسنده: آراد رجبی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 4:10

صفحه بندی