+یکم حرف بزنیم؟...این روزا خوبی؟همه چی اونجوریه ک میخوای؟؟
_نپرس...
+بیا بشین اینجا ببینم
_....
+(میاد کنارم میشینه سرشو اروم میزاره رو شونم سعی میکنه بغضشو قورت بده و محکم حرف بزنه...)
_میدونی چیه...
سنگینم
پرم... پرم از چیزی ک نمیدونم چیه..
حسودی میکنم ب ادمایی که بلدن بگن . بلدن بنویسن . بلدن گریه کنن . بلدن خالی شن .
ن ک بلد نباشمااا . ن
بلدم... نوشتن بلدم
حرف زدن بلدم...
گریه کردنم خیلی خوب بلدم ولی ببین نمیدونم با من چیکار کنم . امشب دیدم نه بابااا حالش خوب نیس
امشب دیدم اونی نیسم ک میخوام
اونی نشدم ک میخواسم
حالم بده
حالم بده خیلی بد
(نتونست جلو خودشو بگیره...بغضش چکید رو صورتش)
+درستش میکنیم:)
_درستش میکنیم:))
پنج/شهریور/نود و نه
#سرچشمه...
برچسب:
نویسنده: آراد رجبی